تبليغاتX
دالان تاريخ
تاريخي
 يادي از هايده
صداي زنده ياد هايده از نادرترين صداهاي ماندگار در عرصه هنر و موسيقي در ايران بوده و هست.او سال ها پيش از ميان ما كوچ كرد اما صداي افسانه ايش همچنان در گوش هايمان طنين انداز است. انقلاب 57 بسياري از صداهاي خاطره انگيز را يا خانه نشين كرد و يا راهي غربت و اكنون آن چه مانده است تنها خاطره دلنشين اين صداهاست...آن چه مي خوانيد نوشتاري است براي سالمرگ اين خواننده بزرگ ايراني كه از  ديدارگاه بي بي سي  گرفته شده است...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387  |
 يك گزارش تاريخي از فرقه دموكرات آذربايجان
در مسافرت اخيري كه اينجانب به حدود آذربايجان نموده مشاهدات خود را استحضارا به عرض مي رساند، به طوري كه در اردبيل مشاهده شد اعلاناتي كه از طرف حزب دموكرات به ديوارهاي خيابان الصاق مي شد به زبان تركي بوده و حتا در مهمان خانه ها اسامي خوراك  را به زبان تركي نوشته و سخنراني ها يي هم از طرف حزب مزبور مي شود ]كه[ به زبان تركي بوده و ناطقين خصوصا آقاي خسرو جودت كه در جمعه 21/7/24 ايراد مي نمود جديتي داشت كه از كلمات تركي كه هنوز در آن صفحات معمول نيست  از قبيل (ياساشون) به جاي زنده باد استعمال نمايد و اغلب در عوض آن كه به زبان فارسي صحبت نمايند به زبان روسي مكالمه مي كنند. اگر اشخاصي در هنگام عبور نظاميان ايران اظهار شعف نمايند سربازان شوروي كه از طرف كمانداني شوروي در خيابان گردش مي نمايند آن ها را به كمانداني جلب و زنداني مي نمايند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه یکم دی 1387  |
 انقلاب زده ها در دادگاه انقلاب(3)
آقاي مهندس امير انتظام هنگام بيان دفاعيات خود مي پرسد چرا بين همه افراد دولت و همكاران بازرگان امير انتظام انتخاب شد؟(براي بيان اين كه او جاسوس است) و سپس با ذكر دلايلي پاسخ اين پرسش را مي دهد:" اولن امير انتظام قبل از پيروزي انقلاب به دستور مهندس بازرگان و شوراي انقلاب ، مسوول مذاكره با آمريكايي ها بود...دليل دوم اين كه امير انتظام نه تنها تحصيل كرده و وابسته به نهضت آزادي و بازرگان هست، بلكه چند سالي هم براي تحصيل در آمريكا بوده ، بعد هم ظاهر او خيلي اتو كشيده است، خوب لباس مي پوشد،در حرف هايش به كسي توهين نمي كند، قيافه ظاهرش به افراد انقلابي شبيه نيست...  
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه شانزدهم آبان 1387  |
 انقلاب زده ها در دادگاه انقلاب(2)
در جلسه دوم دادگاه آقاي عباس امير انتظام در دفاعيات خود نماينده ي دادستاني و دادستان را مورد انتقاد قرار مي دهد كه:" نماينده ي محترم دادستاني به مداركي استناد مي كنند كه من هرگز آن ها را نديدم..." و "دادستاني براي اثبات ادعاي خود امكان دسترسي به هر كس و هر مطلبي را داشته در حالي كه من از ابتدايي ترين حق در جوامع بشري محروم بوده ام و در مدت 463 روز گذشته بارها كتبا تقاضا كرده ام اسناد و مدارك موجود در نخست وزيري، وزارت خارجه ،سفارت ايران در سوئد كه شامل صورت جلسه كليه مذاكرات و نسخي از مصاحبه ها و اظهارات اينجانب چه در روزنامه ها و چه به صورت نسخ دولتي است در اختيارم قرار دهند كه هنوز جوابي به درخواست من نداده اند." و " حق داشتن وكيل كه طبق اصل 34 قانون اساسي حق مسلم هر متهمي است بر خلاف قانون از من سلب كرده اند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه دوازدهم آبان 1387  |
 انقلاب زده ها در دادگاه انقلاب(1)
13 آبان 58 دانشجويان خط امام سفارت آمريكا را اشغال كردند و 444 روز اعضاي سفارت را به گروگان گرفتند. اكثر كساني كه در تسخير سفارت نقش داشتند بعدها پست هاي متعددي به دست آوردند. تسخير كنندگان سفارت آمريكا پس از تصرف اين سفارتخانه اسنادي را منتشر كردند كه باعث هياهوي بسياري شد. بسياري از شخصيت هاي سياسي برجسته ي آن زمان نامشان در اين اسناد ذكر شده بود از جمله دكتر ابراهيم يزدي(وزير امور خارجه دولت موقت)، مهندس مهدي بازرگان(نخست وزير دولت موقت)، مهندس عباس اميرانتظام(معاون نخست وزير)و... در آن فضاي انقلابي تير به سمت عباس امير انتظام نشانه رفت...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه دهم آبان 1387  |
 ماجراي ناپديد شدن زهرا افتخاري
...در مراجعاتمان به آگاهي،افسر آگاهي كه از سوابق برادرم مطلع شد، از ما خواست كه به اطلاعات مراجعه كنيم چرا كه شخص ديگري هم پيش از برادرم،به نام خانم زهرا افتخاري با همين سوابق و به همين شكل مفقود شده است. در همين مراجعات بود كه تقريبا از چگونگي ربوده شدن خانم افتخاري مطلع شديم. ايشان در يك شركت خصوصي مشغول به كار بوده است. روز قبل از ربوده شدن ايشان، خانمي به شركت مراجعه مي كند و از يكي از كارمندان مي خواهد كه..
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه بیست و ششم مهر 1387  |
 موتلفه قبل از آن كه انقلاب بيايد
عسگراولادي در مصاحبه ي خود با ماهنامه گزارش گفته است: " چند ماه قبل از پيروزي انقلاب در سال 57 ما از زندان آزاد شديم."اين گفته ي ايشان درست نمي باشد زيرا آقاي عسگراولادي و دوستانشان بعد از 15 بهمن 1355 پس از شركت آن ها در مراسمي كه از سوي ساواك و با عنوان سپاس برگزار شده بوداز زندان آزاد شدند نه چند ماه قبل از پيروزي انقلاب...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه هجدهم مهر 1387  |
 داستان جنگ را دوباره بخوانيم(4)

به دنبال اين نزديكي و تبادل شخصيتها، در 13 مرداد 1359، يعني 48 روز قبل از تجاوز عراق، صدام حسين و طارق عزيز به ديدار پادشاه سعودي رفتند، ظاهراً اين ديدار براي تجهيز قوا جهت مبارزه با اسراييل بود ولي در قطعنامه­اي كه صادر شد عبارتي وجود داشت به نام وضع جديد در دنياي اسلام كه به طور دقيق حاكي از وضعيت ايران بود. نظر آگاهان سياسي بر اين است كه در آن ديدار در مورد جنگ با ايران صحبت شد. موافقت عربستان با اين جنگ علاوه بر پيشتيباني مالي از عراق به علت روابط نزديكي كه با آمريكا داشت به معني پشتيباني آمريكا از اين تصميم نيز بود...

 
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه هفتم مهر 1387  |
 داستان جنگ را دوباره بخوانيم(3)
واقعه گروگانگيري در 13 آبان 1358 تأثير برجسته در وقوع جنگ داشت. ين اقدام كه برخلاف قواعد و عرف بين الملل بود موجب محكوميت ايران در مجامع بين المللي، دولتها و ملتها گرديد. شوراي امنيت به اتفاق ]آرا عليه اقدام ايران و لزوم آزاد كردن فوري گروگانها دوبار قطعنامه صادر كرد و چون دولت ايران اقدامي نكرد قطعنامه سوم براي تحريم اقتصادي همه جانبه ايران به استثناي مواد غذايي و دارويي مانند تحريمي كه اكنون عليه عراق برقرار شده است تهيه شد. از پانزده عضو شوراي امنيت، 14 نماينده به آن رأي موافق دادند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه پنجم مهر 1387  |
 داستان جنگ را دوباره بخوانيم(2)

دولت عراق كه علاقمند بود درباره مسائل بين دو كشور مذاكراتي با مقامهاي عالي رتبه دولت ايران داشته باشد، بر اساس اسناد رسمي دولت عراق دوبار از مقامهاي ايران براي ديدن از عراق دعوت به عمل آورد. يك دعوت در 11 مرداد 1358 بود كه از آقاي بازرگان نخست وزير وقت دعوت شد. طبق نظر يكي از نويسندگان طرفدار عراق دولت بازرگان به هيج يك از اين دو دعوت پاسخي نداده است. متأسفانه اسناد وزارت خارجه در اختيار من قرار نگرفت تا صحت آن را بررسي نمايم...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه سوم مهر 1387  |
 داستان جنگ را دوباره بخوانيم(1)
بنده به سفارت عراق در واشنگتن تلفن كردم و گفتم اينجانب پژوهشگري ايراني هستم و مي­خواهم بر روي جنگ ايران و عراق تحقيق كنم. آنها اسنادي براي من فرستادند. بر طبق اين اسناد ايران بر خلاف عرف بين المللي دو متن ارسال نموده است، يكي لحن مؤدبانه داشت و از طريق وزارت امور خارجه ايران دريافت شده و ديگري داراي لحني خصمانه و كلمات نامناسب بوده است...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه دوم مهر 1387  |
 عرب ها چقدر به صدام پول دادند؟

ما توانستيم در طى يك روز در سپتامبر ۱۹۸۰ از عربستان، امارات، كويت و قطر ۵/۵ ميليارد دلار وام بدون بهره بگيريم. امير امارات نيز يك ميليارد دلار به عنوان هديه تقديم كرد.«حنارزوقى الصايغ» معاون وزير دارايى در دوران صدام در ادامه مى گويد: ما در اواخر ماه اكتبر سال ۱۹۸۰ يعنى دو ماه بعد از آغاز جنگ عليه ايران در هياتى به رياست وزير دارايى «ثامر الشيخلى» ماموريت داشتيم كه طى يك روز مبلغ شش و نيم ميليارد دلار وام بدون بهره جمع آورى نماييم...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه بیستم شهریور 1387  |
 از نوريشان سال 57 تا چهره هاي پنهان سال 67
من يكي از آخرين كساني بودم كه روان شاد آيت الله طالقاني را ديدم و با ايشان گفتگو كردم. گفتگويي طولاني و پر نكته و روشن كننده كه تا پاسي از شب ادامه يافت. يكي از سخنان آن روحاني مبارز كه بر ضميرم نشست و هيچگاه پاك نشد، اين بود كه" امان از دست نوريشان كه بين ما آخوندها نفوذ كرده اند و آخر عاقبت آبروي هرچه اخوند است را مي برند."...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در شنبه شانزدهم شهریور 1387  |
 محمدعلي رجايي به روايت فرزندش
كمال رجايي مي‌گويد كه ده ساله بوده است كه پدر را از دست داده و بنابراين خاطره فراوان از پدر ندارد اما پدر را يك نوگرا مي‌داند كه تاثيرگذاري زيادي از خود به جاي گذاشته است: «بابا در راه‌اندازي مدرسه رفاه سهيم بود. در اين مدرسه نگاه جديدي به آموزش و پرورش قرار بود وجود داشته باشد. اين مدرسه، باغ داشت و از امكانات رفاهي برخوردار بود. پدر ما برخلاف عده‌اي كه به او خود را پيوند مي‌دهند، متحجر نبود...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387  |
 سال شمار صمد بهرنگي
فعاليت هاي فرهنگي و سياسي: انتشار روزنامه فكاهي و ديواري خنده در دانشسراي مقدماتي تبريز و تدريس در روستاهاي آذرشهر،ممقان،گوگان،آخيرجانو..و به مدت 11 سال(تا روز مرگ)، اعتصاب فرهنگيان تهران و فعاليت صمد بهرنگي براي ادامه اعتصاب در تبريز(2 ارديبهشت 1340)، تحت تعقيب قرار گرفتن صمد بهرنگي به خاطر چاپ كتاب پاره پاره، انتشار هفته نامه مهر آزادي،آدينه كه 17 شماره آن از اول مهرماه 1344 تا شهريور 1345 در تبريز منتشر شد..
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه دهم شهریور 1387  |
 كاشاني ؛حمايت از مصدق يا كودتا؟(قسمت آخر)
راي نياوردن آيت الله در انتخابات هئيت رئيسه مجلس مقارن بود با صدور اعلاميه شديدالحني از سوي او عليه دولت و شخص دكتر مصدق، اودر اعلاميه 15 تير 32 تندترين حملاتي كه مي شد در يك مكتوب سياسي نوشت به كار برد. شروع مطلب با نقل قولي از امام اول شيعيان  بود كه در آن عليه "گردن كشان" و "زورمندان مغرور" هشدار داده بود:به سمت گورهاي خويش سرازير مي شوند." از دكتر مصدق به عنوان عوام فريب، جاه طلب و پنهان در پشت نقاب تزوير و آزاديخواهي و " مستبدي كه مي خواهد به دوران قبل از مشروطيت برسد" و "ياغي و طاقي"(واژه اي كه ازموده در دادگاه نظامي بارها عليه مصدق استفاده كرد) و " كسي كه به خيال خداوندگاري افتاده است" ياد كرده بود...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه هشتم شهریور 1387  |
 كاشاني؛حمايت از مصدق يا كودتا؟(2)
تضاد آيت الله كاشاني و مصدق به نسبت نزديكي آيت الله به محافل وابسته به در بار روز به روز بيشتر شد به نحوي كه شايع گرديد كاشاني از نامزدي زاهدي براي نخست وزيري حمايت مي كند . هرچند كاشاني در مصاحبه ي مطبوعاتي اين شايعه را رد كرد وليكن اين تكذيب به معني اين نبود كه زاهدي به كاشاني نزديك نبوده است. رويدادهاي بعدي اين ادعا را ثابت كرد. تعويض فرمانده ي گارد مجلس (سرهنگ زاهدي) به دليل همراهي با ايجاد كنندگان واقعه ي نهم اسفند و جايگزين كردن سرگرد سخايي(از حاميان دولت مصدق كه در كودتا به قتل رسيد) از موضوعات اختلاف برانگيز دولت و كاشاني بود. اين موضوع منجر به تعطيلي چندين جلسه مجلس شوراي ملي به دستور آيت الله كاشاني شد...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه پنجم شهریور 1387  |
 كاشاني ؛ حمايت از مصدق يا كودتا؟(1)
اگر خيزش 30 تيرماه و متعاقب آن انتخاب آيت الله كاشاني به رياست مجلس شوراي ملي توسط فراكسيون نهضت ملي را نقطه ي اوج وحدت بين كاشاني و مصدق بدانيم از همين زمان شاهد دوري اين دو شخصيت از يكديگر هستيم. برخورد ايت الله كاشاني پس از خيزش 30 تيرماه تا اواخر دي ماه همان سال همراه با حمايت از دولت مصدق است. آيت الله در مهرماه 1331 در پاسخ به اين پرسش كه بهترين حكومت براي ايران در حال حاضر كدام است؟" مي گويد: حكومت فعلي (دولت مصدق) بهترين حكومتي است كه خواستهاي ملت انجام خواهد داد چون هم در اصول سياست خارجي كاملن وارد است و هم خائن به مملكت و ملت نيست"...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 سال 67 در آن سوي پرده(5)

«عفو عمومی» که سعید شاهسوندی از آن دم می‌زند مشمول حداکثر ۴۰۰  نفر شد (ارقام تقریبی است) که بیش از ۱۰۰ نفرشان در کارگاه و جهاد اوین کار می‌کردند و با معیارهای رژیم اگر «عفو عمومی» ]آيت الله [خمینی هم که نبود دیر یا زود بر حسب روال موجود در زندان‌ها آزاد می‌شدند. دلجویی و «ترمیم زخمی» که شاهسوندی از آن صحبت می‌کند حتا مشمول زندانیانی که از بیماری روانی شدید رنج می‌بردند هم نشد. احکام کسانی که در سال‌‌های گذشته مشمول عفو و تقلیل حکم شده بودند نیز به حالت اول برگشت.. .


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در شنبه دوم شهریور 1387  |
 سال 67 در آن سوي پرده(4)
میثم اساساً قدرتی نداشت و بیشتر مجری سیاست بود. او یک رئیس زندان ساده اما باهوش بود که پس از تخلیه قزلحصار به ریاست اوین رسید و یک سال پیش از قتل‌عام برکنار شد و سید حسین مرتضوی آخوندی که خود را دوستدار آیت‌الله منتظری معرفی می‌کرد و ریاست گوهردشت را داشت جایگزین او در اوین شد. مرتضوی یکی از فعالان کشتار در اوین بود و...

ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387  |
 سال 67 در آن سوي پرده(3)
آیت الله منتظری در صفحه‌ی ۳۴۶ و ۳۴۷ خاطراتش می‌‌گوید که در روز ۲۴ مرداد اعضای هیأت مرگ را به حضور پذیرفته و از آن‌ها خواسته که لااقل در ماه محرم دست نگاه دارند. آن‌چه که من خود از نزدیک شاهد آن بودم ، صحت گفته‌های ایشان را می‌رساند. من در روز ۲۵ مرداد ۶۷ در راهروی مرگ زندان گوهردشت، شاهد متوقف شدن اعدام‌ زندانیان مجاهد و پایان موقت کار هیأت بودم. در روز شمار کشتار ۶۷ که بر روی اینترنت نیز انتشار یافته به موضوع فوق اشاره کرده‌ام.   در واقع ماشین کشتار هنگامی از کار ایستاد که که به تمامی اهداف خود رسیده بود. پس از پایان کشتار، برنامه ریزان و مجریان کشتار مدعی بودند که ابعاد کشتار بیش از انتظارشان بوده است.
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387  |
 سال 67 در آن سوي پرده(2)
آیت الله منتظری می‌گوید: «من به آیت‌الله موسوی اردبیلی که آن زمان رئیس شورای عالی قضایی بود پیغام دادم : «مگر قاضی‌های شما این‌ها را به پنج سال و دهسال زندان محکوم نکرده‌اند مگر شما مسئول نبودی آن وقت تلفنی به احمد آقا می‌‌گویی که این‌ها را مثلا در کاشان اعدام کنند یا رد اصفهان؟ شما خودت می‌رفتی با امام صحبت می‌‌کردی که کسی که مثلاً مدتی در زندان است و به پنج سال زندان محکوم شده و روحش هم از عملیات منافقین خبردار نبوده چطور ما او را اعدام کنیم؟ »...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387  |
 سال 67 در آن سوي پرده(1)
برخلاف گفته سعید شاهسوندی در دوران کشتار ۶۷ به جز شخص آیت‌الله منتظری آن‌هم به خاطر ویژگی‌های فردی‌ای که داشت و چند حاکم شرعی که به او نزدیک بودند و مانند محمد حسین احمدی حاکم شرع خوزستان (که خود یکی از عوامل کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ خوزستان بود) و به نحوه‌ی صدور احکام اعدام و تشخیص افراد سرموضعی اعتراض داشتند، هیچ اعتراضی به نفس این کشتارها نشد...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387  |
 كودتاي 28 امرداد پيروزي ايرانيان بود!(نقد سخنان آقايان دكتر كاتوزيان و دكتر غني نژاد)
هنگامي كه نسل من دوره ي دبيرستان را مي گذراند، در كتاب هاي درسي و غير درسي، در روزنامه ها و برنامه هاي راديويي( و سپس تلويزيوني)به ويژه در زمان هاي نزديك به سال روز 28 امرداد، نهضت ملي شدن صنعت نفت را با ترفندهاي ويژه ي مغز شويي، حركتي كور و ضد منافع ملي جلوه مي دادند و كودتاي 28 امرداد را موهبتي الهي معرفي مي كردند. اگر قرار بود آن تبليغات چون زنگاري بر مغز نسل من بنشيند، ما هم امروز با كساني كه بيش ترشان حسن نيت هم دارند ، هم آوا مي شديم و آن نهضت را برخاسته از جاه طلبي گروهي سياستمدار كه رهبري خود را به شادروان دكتر محمد مصدق سپرده بودند، مي پنداشتيم...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387  |
 نكاتي ديگر در مورد 28 امرداد
برنامه ريزي كودتاي 28 امرداد از ماه ها پيش (تابستان و پاييز1331)در دفتر چرچيل شكل گرفته بود. در ماه مرداد، مصدق مديريك شركت نفتي آمريكايي به نام آلتون جونز را براي ديداري به ايران دعوت كرد. ترومن از اين دعوت استقبال كرد و براي جونز آرزوي موفقيت كرد. اما وقتي چرچيل از آن اطلاع پيدا كرد، سخت تلخكام شد. او با اعتراض گفت كه هرگونه تماس آشتي جويانه و دوستانه از جانب ايالات متحده كارزار ضد مصدقي او را تضعيف مي كند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387  |
 گام به گام تا كودتا!
آيزنهاور در طي نطقي تصريح كرد: دولت آمريكا مصمم است راه خطر كمونيسم در ايران و كشورهاي آسيا را مسدود كند. وي همكاري حزب توده با مصدق را از عوامل فائق آمدن نخست وزير بر اقليت ناراضي مجلس و انحلال پارلمان ايران خواند. آيزنهاور پس از نتيجه ي رفراندوم مبني بر انحلال مجلس هفدهم گفت: تهديد كمونيست ها نسبت به آسيا بسيار شوم و نحس است. گمان مي كنم كه امروز در روزنامه ها خوانده ايد كه مصدق توانست بر پارلمان فائق آيد و خود را خلاص سازد. البته مصدق در اين اقدام از حزب كمونيست توده ايران استفاده برد...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در شنبه نوزدهم مرداد 1387  |
 كودتاي 28 امرداد از زبان اسناد(1)
هربار مي خواهم در مورد 28 امرداد بنگارم يا سخن بگويم دست و دلم مي لرزد چون مي دانم واقعه اي تاسف بار و ننگين صورت گرفت. نمي خواهم متعصبانه بنويسم و از كاه كوهي بسازم تنها مي خواهم در پاسخ به كساني كه ادعا مي كنند در 28 امرداد نه خاني رفته و نه خاني آمده و اصولا ننگي به نام كودتا وجود نداشته است ، بنگارم و به عنوان يك ايراني بنويسم نهضت ملي نفت با هم دستي مستبدان و قدرت طلبان داخلي و استعمارگران خارجي  به شكست انجاميد و تاوانش را نسل هاي بعدي پرداخت كردند. سندها ي پيدا و پنهان آن چنان زياد است كه كسي نمي تواند آن ها را جزء رياكاري تاريخ و سند سازي متقلبان  بداند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه هجدهم مرداد 1387  |
 تاريخ را نمي توان فرمايشي نوشت
اين كه نگاه آقاي خميني به فضل الله نوري چگونه بوده تنها مي تواند به عنوان سخنان يك رهبر مذهبي و سياسي مورد احترام باشد اما نمي تواند به عنوان مستند تاريخي ملاك و معيار براي سنجيدن پليدي كسروي و يا دلاوري و پاكي شيخ فضل االه قرار گيرد. اين ها تنها ديدگاه سياسي و مذهبي است كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار گيرد. آيت الله خميني در مورد افرادي مانند مرحوم بازرگان و يا آقاي بني صدر و يا آيت االه منتظري ديدگاه هايي داشت كه در دوران هاي مختلف بنابر تغيير و تحولات سياسي تغيير كرده است بنابراين اين مواضع تنها در چهارچوب زماني خود قابل نفسير است...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387  |
 نبرد مشروطه و مشروعه(2)
آنچه مشروطه را نگهداشت پافشاري مردانه ي دو سيد و آخوند خراساني و حاجي شيخ مازندراني بود. با فشارهايي كه ديدند و زيان هايي كه كشيدند از پشتيباني به مجلس و مشروطه بازنايستادند و آن را نگه داشتند. همين كه دسته بندي انجام گرفت ملايان به كار برخاستند. حاجي شيخ فضل الله در نشست هاي درس به يك رشته بدگويي ها از مجلس و قانون نيز مي پرداخت.حاجي ميرزا لطف الله بالاي منبر بي باكانه نكوهش از مشروطه نموده مشروطه خواهان را بي دين مي خواند. يك دسته طلبه ها به بهارستان آمده در جلوي مجلس مي ايستادند كه هرگاه كه گفتگوي قانون اساسي به ميان آمد و يا در ميا ن گفتگوي ديگري، اگر كسي از نمايندگان آذربايجان يا از ديگران سخني به "خلاف شرع" گفتند، بريزند و او را بيرون كشند و بزنند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در شنبه دوازدهم مرداد 1387  |
 آقای صفار هرندی!صدای این روزنامه نگار را شنیده اید؟
نامه اي كه در زير مي خوانيد توسط يكي از روزنامه نگاران قديمي ايران براي وزير سابق ارشاد ( آقاي مسجد جامعي ) نگاشته شده است.ا اهميت نامه از آن جهت است كه واقعيات زيادي درباره مطبوعات و روزنامه نگاران به شكل صريح و بي پرده بازگو شده است. آقاي حيدري كه اين نامه را نگاشته چند دهه در مطبوعات ايران به شكل حرفه اي فعاليت داشته است. ايشان در نشرياتي چون گزارش و خواندني وقبل از آن در روزنامه اطلاعات نقش سردبيري را داشتند. اين نامه چند سال پيش در يك نشريه داخلي منشر شد كه البته مقدمه اي نيز توسط اين استاد گرانقدر بر آن افزوده گشت.
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه هشتم مرداد 1387  |
 جلال الدین فارسی و گروه فرقان؛ نام های مشکوک انقلاب
عده ای می گویند من نخست وزیری دولت بنی صدر را به این دلیل نپذیرفته ام چون قدرت طلب بوده ام و به کمتر از ریاست جمهوری راضی نبوده ام، اما اینطور نیست چون که من اگر می خواستم با بنی صدر بر سر قدرت جنگ کنم قبل از آن که او رئیس جمهور شود از صحنه حذفش می کردم...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه دوم مرداد 1387  |
 30 تيرماه و سه سند محرمانه(5)

من شانس فوري زيادي براي رسيدن زاهدي به قدرت نمي يابم. اما هرچه مصدق ضعيف تر شود وضع او ممكن است قويتر شود. او جايگزين ممكني براي مصدق به دست مي دهد و گذشته ي ضد انگليسي او به او كمك خواهد كرد . اما نقشه هاي او به شدت  بر هم خواهد خورد اگر مصدق كمكي از خارج دريافت كند...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه سی ام تیر 1387  |
  30 تير و سه سند محرمانه(4)

ديروز مجلس تمام روز جلسه داشت. نمايندگان جبهه ملي آن چه مي توانستند براي مخالفت و ابستروكسيون كردند و در سه ساعت آخر جلسه خصوصي داشتند. جبهه ملي همچنين بدون موافقت كوشش كرد تظاهراتي بر پا كند... بلافاصله پس از دادن راي تمايل به قوام، رييس مجلس رفت شاه را ببيند. شاه خيلي متوحش به نظر مي رسيد و گفت:" امام چه روي خواهد داد؟ آيا انقلاب خواهد شد؟" امام جمعه شاه را آرام كرد و او را مطمئن ساخت كه بهترين جريان كار آن است كه فورا فرمان براي قوام صادر شود. شاه ديشب اين كار را كرد...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387  |
 30 تير و سه سند محرمانه(3)
شاه اخيرا به اشخاص زيادي گفته كه از حكومت مصدق خسته شده است و خواهان تغيير اوست. وليكن كردار او مخالف سخنانش است. ممكن است مصدق نفوذ مرموزي بر او داشته باشد و هر وقت مي بيند خطر سقوط حكومتش در ميان است مي تواند از باج گرفتن از او بهره گيرد. امكان ديگري كه بعضي از آشنايان ايراني من ، اما نه همه ي آن ها به آن گرايش دارند، اين است كه شاه هيچ گاه عزل پدرش را بر ما نبخشيده است. همه ي اين رفتار اخيرش را مي توان اثرات ميل تقريبا ديوانه وار به انتقام جويي دانست...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  |
 قيام 30 تير(2)
در 26 تيرماه 1331 (فرداي شب استعفاي رسمي مصدق از نخست وزيري)، حسين علا(وزير دربار) به مجلس آمد و نامه اي كه به خط خوش روي كاغذ مارك دار دربار نوشته بود. به دكتر امامي (رييس مجلس) داد. در اين نامه آن چه روز گذشته اتفاق افتاده بود ، به صراحت ذكر شده بود،يعني قريب به اين مضمون...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387  |
 قيام 30 تير (1)

 از شگفتي انتخابات دوره ي هفدهم، انتخاب دكتر سيد حسن امامي (امام جمعه ي تهران و استاد دانشكده ي حقوق دانشگاه تهران) از مهاباد سني نشين و انتخاب عبدالرحمن فرامرزي سني مذهب از ورامين شيعه نشين بود. اين انتخابات غريب حاصل دخالت ارتش در حوزه هاي انتخابي بود. براي مثال ، انتخاب عبدالرحمن فرامرزي از حوزه ي ورامين محصول دخالت سرلشگر عباس گرزن(رييس وقت ستاد ارتش) بود. و خود فرامرزي هرگز در ورامين سكونت يا سابقه اي نداشت...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در شنبه بیست و دوم تیر 1387  |
 يك روايت متفاوت تاريخي از آيت الله بهشتي
آيت الله بهشتي از شخصيت هاي روحاني و سياسي بسيار باهوش ، زيرك و نظم دهنده و تشكيلاتي و بنيان گزار واقعي حزب جمهوري اسلامي بود و تا آن جايي كه ما اطلاع داريم او در شخص آقاي خميني بيش از هر فرد ديگر موثر بود و در جريان انقلاب هم بيش از هر فرد ديگري مورد مخالفت و نفرت افراد و سازمان هاي ضد دستگاه قرار گرفت. گروه هاي ملي و آزاديخواه او را سرچشمه ي همه ي نفاق افكني ها و انحصارطلبي ها مي دانستند. گرداننده ي اصلي شوراي انقلاب و مجلس خبرگان و حزب جمهوري اسلامي و حتا مجلس شوراي اسلامي بود...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه هفتم تیر 1387  |
 شريعتي را بايد به موزه ي تاريخ سپرد
. انديشه هاي ماركسيستي را به وضوح مي توان در سخنان و نوشته هاي دكتر شريعتي بازيافت. . شريعتي به دليل كم آگاهيش از تمدن هاي بشري همه را به يك چوب مي راند و همه را به يك شكل مي بيند. او از هر دوره ي تاريخي اندكي مي داند و در برخي اوقات هيچ نمي داند و همين ها را ملاك حكم نهايش مي كند. او تاريخ مذهبي(به ويژه اسلام ) را يك ملاك يا يك معيار براي سنجيدن روايت گري هاي تاريخ هاي ديگر مي داند. زماني كه به " آري اين چنين بود برادر" رجوع مي كنيد دچار بد فهمي احساسي مي گرديد. او احساساتش را آگاهانه يا ناآگاهانه وارد متون تاريخي مي كند...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه دوم تیر 1387  |
 خاطره هايي از دكتر فاطمي(2)
وقتي كه اطلاع دادند براي معارفه با وزير جديد به طبقه سوم كاخ وزارت خانه برويم، پس از ورود به تالار مشاهده كردم كارمندان ادارات و روساي وزرات خارجه تا مديران كل و معاونين سياسي و اداري در يكي از سالن هاي پذيرايي ايستاده اند و دكتر فاطمي نزديك در ورودي در حالي كه بر عصاي خود تكيه داده بود، ايستاده، همه را پذيرفته بود. (فاطمي چند ماه قبل از موقع، در سالگرد درگذشت محمد مسعود، مدير روزنامه ي مرد امروز كه از دوستان نزديك وي بود، وقتي در سر خاك او در گورستان ظهيرالدوله سخنراني مي كرد، توسط عبدخدايي، كودك خردسال هدف گلوله قرار گرفت...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه سی ام خرداد 1387  |
 خاطره هايي از دكتر فاطمي(1)
در آن زمان قوام السلطنه نخست وزير بود و لايحه اي را مربوط به نظام وظيفه به مجلس آورده بود، و مي خواست به فوريت از مجلس بگذراند، اما نمايندگان مخالف او با دادن پيشنهادهاي اصلاحي نمي گذاشتند. ناگهان قوام  پشت تريبون رفت و با لحن متكبرانه اي كه خاص او بود، لايحه را پس گرفت و بلافاصله مجلس را ترك كرد. چند لحظه سكوت مجلس را فرا گرفت. سپس علي دشتي از جا برخاست و به شدت به اين رفتار قوام اعتراض كرد و آن را توهين به مجلس و ديكتاتورمنشي خواند و من جمله گفت...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  |
 چند نكته در مورد دكتر چمران
  دكتر چمران بر خلاف برخي تبليغات ، نه انقلابي زده بود و نه فريادكش. از حقايق گويان كه مي پرسم دكتر چمران را از انقلابي هاي سالمي مي دانند كه تا آخرين نفس براي آرمان هايش مبارزه كرد. تعصب انقلابي و ديني اش، آتش به خرمن بي گناهي نزد و نقشي نيز در برخي اشتباه هاي بزرگ ديگران نداشت. نمي توان حكمي قطعي داد كه بررسي تاريخي چنين حقي به كسي نمي دهد. حتا فرضيه اي وجود دارد كه بيانش هنوز پنهان مانده است. نقل برخي محافل است كه چمران از پشت خنجر(بخوانيد گلوله) خورد و نه از روبه رو ...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387  |
 نامه اي كه دكتر چمران به يك نماينده مجلس نوشت
 عده اي براي هميشه مي خواهند دولت موقت]مهندس مهدي بازرگان[را بكوبند كه خطا كرده است، و بدين وسيله مي خواهند كمبودها و خطاهاي خود را به گردن دولت موقت بگزارند- كساني كه مي خواهند سر به زير برف كرده حقايق را نبينند- و براي هميشه از زير بار مسووليت بگريزند. دولت موقت خطاهاي زيادي داشت. ولي كساني كه آن را مي كوبند به خاطر آن خطاها نيست-بلكه غرض ورزي و گروه بندي...است...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387  |
 كوچك خان جنگلي، ميهن پرست يا بيگانه پرست؟
نهضت جنگل يک جنبش ملي و ضد استعماري بود، اما در انترناسيوناليسم هم در نغلتيد. کوچک خان، همانند بسياري از مليون در آن زمان سقوط تزاريسم را امري مثبت تلقي مي کرد و فکر مي کرد که با کمک گرفتن از روسيه ي شوروي مي توانست بر ارتجاع داخلي و بريتانيا فائق آيد. اينکه شوروي با بريتانيا بر سر جنگل و ديگر نهضت هاي ملي-انقلابي معامله کرد امري است که قابل پيش بيني نبود؛ البته، امروز ديدن چنين معامله اي، چون انجام گرفته است، ساده است. افزون بر اين، کوچک خان همواره بر استقلال خود پاي فشرد و تا آنجا که به استقلال جنبش لطمه نمي خورد با کساني که مدعي حمايت از ملل ستمديده بودند همکاري کرد...
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  |
 چه كسي ماجراي" ايران كنترا" را لو داد؟

اولين نامه اي كه به من نوشته شد از سوي فردي به نام قرباني فر بود. او نوشت كه در جلسه ناهاري كه با بوش و ريگان داشتم، بحثي در مورد ايران مطرح شد. در آن جا گفته شد كه آمريكا دارد اشتباه مي كند. چون روي بازنده ي جنگ سرمايه گذاري كرده است و اين سوال طرح شد كه چرا آمريكايي ها با ايران كار نمي كنند؟ قرباني فر نوشته بود كه در آن جلسه، اين منطق پذيرفته شد...


ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در چهارشنبه هشتم خرداد 1387  |
 اولين زنان موفق ايراني

اولين زن جراح ايراني:"سكينه پري" متولد 1281-1307 در روسيه ديپلم دكتري گرفت و 1314 با اجازه نامه ي پزشكي خود را دريافت كرد.

اولين زن جراح پلاستيك:"دكتر هاسميك هاراطونيان" در سال 1339 در اين رشته فارغ التحصيل شد.

اولين زن داروساز:"اقدس غربي" و "اختر فردوس" اولين زنان دكتر داروساز ايراني هستند كه در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در اين رشته فارغ التحصيل شدند...

  
ادامه نوشتار
|+| نوشته شده توسط ايران نگار در یکشنبه پنجم خرداد 1387  |
 
 
بالا